|
ستاره کویری |
|
تو پي كدوم ستاره پشت ابرها خونه كردي رفتي و چيزي نگفتي گريمو بهونه كردي |
ولی هیچ کس صدایم را نشنید ... هیچ کس جز ...آسمان .... آسمان من را درک کرد ... حتی ستاره ها از آواز من شرمنده گشتند و جایشان را به ابر های کبود دادند... اما افسوس و صد افسون که حتی کسی آن آسمان را ندید ... آن ابر های مالامال از حسرت را درک نکرد ... و امروز تنها آرزویم این است که ... که ای کاش صدای سکوتم ... نقاب شیشه ای عادت را بشکند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 19 توسط ستاره |
چشم در راهی که آخرین بار برای همیشه بدون خداحافظی در آن پای گذاشتی و رفتی، دوخته ام.
جاده ای که من آغازش بودم و پایانش خورشید ارغوانی و خط وسط آن جای پای طلایی تو بود.
امروز به این جاده می نگرم تا دیروزبه یادم آید.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17 توسط ستاره |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 8 توسط ستاره
دستهايم تهي از روز است چشمهايم تهي از شبنم وتو در تيرگي قلعه شب در دوردستهاي اميد تهي از خويشي وتهي از من آفتابي كه در اين دشت به ما بوسه نواخت گم شده در پس ديوار غروب آسماني كه در اين دشت به ما باران ريخت رخت بربسته ورفته است غريب ومن دستهايم تهي از روز وتو درقلعه شب تهي از خويشی وتهي از من
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 8 توسط ستاره |



+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 17 توسط ستاره
پلك مي گشايي دره ها پر از شكوفه هاي بادام مي شوند
با پرچمي از شعله گم مي شوي در گردنه هاي تگرگ
دست بر گردن زخم مي ايستم كنار گمنامي خويش
آوازهايمم همچون نيزه هاي شكسته
فرو مي ريزند در مرداب هاي تنهايي
لبخند مي زني ابرها آتش مي گيرند
وباراني از شعله فرو مي ريزد بر برجهاي شهر دلم
زلالتر از رود
جاري مي شوم در گلوي تشنه دلتنگيهايم
كاش آسمان من مي شدي ستاره تنهاست
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 23 توسط ستاره |

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 12 توسط ستاره

+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 17 توسط ستاره |
ديدمت آهسته پرسيدمت خواندمت برره گل افشاندمت آمدي بر بام جان پر زدي همچو نور بر ديده بنشاندمت بردمت تا كهكشانهاي عشق پـركشان تا بي نشانهاي عشق گفتمت افتاده در پاي عشق زندگيست روياي زيباي عشق مي روي چون بوي گل از برم رفتنت كي مي شود باورم بوده اي چون تاج گل بر سرم تا ابد ياد تو را مي برم
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 17 توسط ستاره |
با ياد روز آشنايي همراه اندوه نگاهت رفتم كه ديگر برنگردم ديگر نمي مانم به راهت ياد تو همچون سايه بامن هرجاكه رفتم همسفر بود تو بي من وياد تو بامن ، عشق تو ديگر بي ثمر بود من قصه اندوه ودردم ، رفتم كه ديگر بر نگردم من شعله اي خاموش وسردم ، رفتم كه ديگر برنگردم رفتـم دگر بـدرود ، پايان گـرفت افسـانه ما چون قايقي در دست طوفان، ما عشقمان گم شد به دريا رفتم دگر بدرود ، از من چه ديدي من چه كردم از من گذشتي ، بي تو من هم رفتم كه ديگر برنگردم اكنون چو پائيز نگاهت غمگينم وتنها وخسته كي مي توان برگشت افسوس پشت سرم پلها شكسته
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 17 توسط ستاره |