طراوت تازه دوباره آغاز شدن عشق: تپش پرشور دوباره جاری شدن عشق: احساس سبز دوباره روئیدن عشق: هیجان کودکانه دوباره زیستن عشق: از خود به خدا رسیدن عشق: شکوه انتظار دیدار من وتو به خاطر تو خورشید را قاب می کنم وبر دیوار دلم می زنم به خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم . به خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنم . به خاطر تو دستهایم را آیینه می کنم وبر تاقچه یا دت می گذارم. به خاطر تو مثل کودکی لجوج سلام معطر سیب را نشنیده می گیرم. به خاطر تو از ریشه های وجودم طنابی می بافم تا مرا به تو برساند. به خاطر تو تمام ستاره ها را به چشمان منتظرم فراخواهم خواند تا نگاه مهتابیت جاودان بماند به خاطر تو لاله های باران خورده دلم را سبد سبد به پیشواز آمدنت خواهم فرستاد . به خاطر تو .... تو... به خاطر من دیوار دلت را سیم خاردار خواهی کشید. به خاطر من چشم به بیکران آسمان خواهی دوخت تا اقیانوسها را نادیده انگاری به خاطر من شعله تلخ جهنم را چون نهری گوارا خواهی چشید. به خاطر من تمام باغهای سیب را آتش خواهی زد. به خاطر من تمام طنابها را با تبر خواهی برید. به خاطر من چشمانت همیشه غروب خواهد ماند. به خاطر من با کفشهای گلی روی لاله های فرش شده زیر قدومت خواهی رفت. به خاطر من ... خیالی نیست چرا که من: همه شعرهای ناگفته ام را را در حریم تو پر خواهم داد شاید در انتهای دنیا در چشم تو جایی داشته باشم. به یاد بیاور وقتی به آسمان پر ستاره نظر می اندازی... و تک تکشان را می شماری هیچ فکر کردی که یکی از ستاره ها کم است؟.. 
عشق:
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت
توسط | |
من...
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت
توسط | |
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت
توسط | |


